هر برگ که از شاخه جدا گشته به فکر است،

هر برگ که از شاخه جدا گشته به فکر است،
تا روی زمین بوسه زند بر لب برگی
هر برگ که در روی زمین است،به فکر است،
تا باز کند ناز و دود گوشه ی دنجی
آنگاه بپیچند
لب را به لب هم
آنگاه بسایند
تن را به تن هم
آنگاه بمیرند
تا باز پس از مرگ
آرام نگیرند
جاوید بمانند
سر، باز برون از بغل باغچه آرند
آواز بخوانند
دیدگاه ها (۴)

نظر ؟؟؟

???

میگم ببین ولی پلک کمتر بزن / تحویل میده هی لبخند به من باز م...

جنگل نفرین شده پارت ۲

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

✦ اولین گناه ✦فصل هجدهم: کسی که دنبالش گشت---دنبالش گشتم.اول...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.part ¹Season:¹....

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

007-پنهان در مه - پارت ۹۰

نمیبخشمت p.22

آنگاه بپیچند.لب را به لب همآنگاه بسایندتن را به تن همآنگاه ب...

پاییز چه زیباستمهتاب زده تاج سر کاجپاشویه پر از برگ خزان دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط