دریای

دریای
شورانگیزِ چشمانت چه زیباست؛
آنجا که باید دل به دریا زد ؛
همین جاست!

در من
طلوعِ آبیِ آن چشمِ روشن
یادآورِ صبحِ خیال انگیزِ دریاست!

#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۵)

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

🔴تلنگر✍️وقتی سیبی را از درخت چیدی دیگر چیده شده است و راه با...

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

P6صبح هنوز کاملاً روشن نشده بود.عمارت در سکوت سنگینی فرو رفت...

آنجا که «من» در آتشِ شناخت می‌سوزد، پرده‌ها از میان برمی‌خیز...

𝖕𝖆𝖗𝖙۶اولین روز کاری در عمارت جدید، لیسا ساعت شش صبح بیدار شد...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏صبح با صدای باران شروع شده ...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟐صبح، نور خورشید از میان پرده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط