Part24✨

Part24✨

ا.ت: درسته زمان همه چی رو درست میکنه.. سرنوشت رو نمبتونیم تغییر بدیم عزیزم الان هر کدوممون ی زندگی ای داریم ‌‌.‌.

جیهو: هوم .‌ یعنی بابا نمیاد پیشمون؟!

ا.ت: نه عزیزم نمیشه ... خودت که میدونی اونم بچه داره و هر کدوممون وظیفه اینو داریم تا از شما کوچولو ها مواظب کنیم..

جیهو: باش

یونگی: ولی هر وقت بخای میتونی بهم زنگ بزنی بیام بریم بیرون با خاهرات ..

ا.ت: خاهر های ناتنی منظورشه..

یونگی: ا‌.ت خاهراشه اونا.. اینجوری نگو..

جیهو: هوم ن ممنون .. من با مامانم راحترم

یونگی: عزیزم هر وقت بخای میارم پیش خودم تورو ..

ا.ت: تو حق اینو نداری..

یونگی: چرا دارم .. چطور تو بچمو ۳ سال بردی بدون اینکه به من بگی منم حقشو دارم به عنوان پدرش..

جیهو: من نمیخام نا مادری منو اذیت میکنه .. من پیش مامانم میمونم .. تو هم برو پیش زن و بچت .. من مامانمو دوست دارم ولش نمیکنم هیچوقتت..

یونگی: باش عزیزم اروم باش تازه عمل کردی .. هر طور که تو دوست داری نمیتونم مجبورت کنم کا بیایی پیش من ..(گوشی یونگی زنگ میخوره زنشه**) الو لیا دارم میام خدافظ.. خب عزیزم من میرم باش مواطب خودت باش هیچوقتم همچین کاری رو نکن ..

جیهو: باش خدافظ..

یونگی: مواطب بچم باش .. حدافظ..

ا.ت:😒
دیدگاه ها (۵)

Part25✨ا.ت: خوب عزیزم بلند شو بریم خونه استراحت کن ..جیهو: ب...

Part26✨ ویو ا‌.ت**تموم شب رو فکر و ذهنم مشغول بود .‌.. شاید ...

Part23✨ بعد از چند ساعت جیهو رو از اتاق عمل به بخش دادنش .. ...

Part22✨ یونگی: چراا؟! چیشوده مگه؟!ا.ت: یونگی.. پ..پسرت تصادف...

کوک : راستی ا. ت من به یک مهمونی دعوتم با من میای؟ا. ت : امم...

بعد صدای جیغ اومد با سرعت رفتم پایین که دیدم مامانم روی زمی...

سناریو درخواستی بی تی اس وقتی برای اولین بار روزه میگیرننامج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط