آنگاه که غروب از راه رسد، به رسم گذشته ها در کنار همان در

آنگاه که غروب از راه رسد، به رسم گذشته ها در کنار همان درخت خشکیده ، به انتظارت خواهم نشست..به امید آنکه بازهم تو را ببینم..میدانم کیلومتر ها از من و قلبم، فاصله گرفتی..اما بازهم منتظرت میمانم...کسی چه میداند؟!..شاید تو هم به رسم گذشته، در کنار همان درخت به انتظارم نشسته باشی...
و من با همان لبخند کودکانه ام،
در آغوشت سقوط که نه..صعود کنم...

« ریحان»
دیدگاه ها (۲)

# بیداری وجدان و خرد، دلنشین تر از خواب ست...

امروز تصمیم گرفتم یه سَر به عکسای دوران بچگیم بزنم و ببینم د...

*بزرگ شدن آرزویی بود، که به امتحانش نمی ارزید.!*..

تنها عشــــــــــــق بود که خودش نبـــــــــــود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط