کلمات در ذهنم چیده میشود

کلمات در ذهنم چیده میشود..
باقلمم پخشِ کاغذ میشود..
تو میخوانی و عشق میکنی..
اما من چ کنم..
با هزاران کلمه ی دیگر از تو.. که نوشتنش نه در توانِ دست کم جانِ من است..
نه در توانِ جوهرِ این قلم است.. نه حجمِ این کاغذ..
هم من
هم این قلم
هم این دفتر
کم اورده ایم در مقابلت..
.
👤 سمیرا اردشیر
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

دلم می گیرد به حال مردیکه صبحش بی دوستت دارم و قربان صدقه ای...

آرزومیکنم به هرآرزویی که تودلتون برسید حتی کوچک ترینش درست ا...

یاد تو افتادن اتفاق هر صبح من است...!سلام صبحتون بخیر🤗 ♥ ️

چقد حسِ خوبیه آدمارو خوشحال؛دست تو دست هم میبینی؛با لبای خند...

در گوشۀ سلول نشسته‌ام و ناگزیر، برای تو می‌نویسم. اری ناگزیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط