طمع رویایــــت باز هم خوابم کــــرد

طمع رویایــــت باز هم خوابم کــــرد
بس که گفتم زعطش،تشنه ی آبم کرد


خواب زیبایی بود،تو و من بـود وخدا
که رقیبی چو خدا،باز بی تابم کرد


بوی جنگل هایی که تو سبزش کردی
بُرد من را آنجا، غرقِ مردابم کرد


دل من میشِکنی ، دوستت دارم مـن
که شکستن من را،چو مِیِ نابم کرد


به دل خسته ی من هیچکس راه نداشت
تابشِ نور تو ماه،جذب مهتابم کرد


گرچه خورشید هستم از صفای دل تـومث
وسوسه های سحر،ماهِ شب تابم کرد


به منِ #پروانه ، شمع دل قبـله بـُوَد
سجده های بی تو،اهلِ محرابم کرد
دیدگاه ها (۲)

فراتر از خویش

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

برادر ناتنی

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

Part 39مسئول نگهداری که یونا نام داشت یک زن بودتهیونگ: سلام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط