مخواه حرف دلم را به این و آن بزنم

مخواه حرف دلم را به این و آن بزنم
مخواه رنگ جدایی به داستان بزنم
چقدر خون دل از دست عشق باید خورد
چقدر با غم تو لب به استکان بزنم؟
نبود شوقِ تماشای نوبهار مرا
چکونه تهمت بیجا به باغبان بزنم؟
خوشا قمار دلم با غم‌ات که در دنیا
به‌ شوق سود تو باید به خود زیان بزنم
منی که ذکر قنوتم «هر آنچه می‌خواهی» است؟
چگونه حرف زمینی به آسمان بزنم؟
دیدگاه ها (۵)

حیاط خانه‌ی مارا معطّرمیکنی یانه؟اتاق کوچک مارا منوّرمیکنی ی...

کسی دردلم مدام تنبور میزندیکی انطرف به جام انگور میزندتنم رو...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

اینکه نگاهی به من خسته نیفتاد... بمانداینکه چه روزی همه ام م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط