یک جور زدند کہ از دو زانو افتاد

یک جور زدند کہ از دو زانو افتاد

یا فاطمه ای گفت و بہ پهلو افتاد



از شدت ضربه سر فقط باز نشد

چه فاصله اے بین دو ابرو افتاد..




#جانم_فدای_وقت_به_زهرا_رسیدنت


#دیدی_چگونه_وارث_ارث_تو_شد_حسین...



#سید_صادق_رمضانیان




امشب به آرزوے دلش هر کسے رسید

یادے از این شکسته دلِ بـے نوا کند!..

#الف_مهاجر


#التماس_دعا ✋
دیدگاه ها (۶)

🌿 قسمت چهارم       روزهایی که هیچ‌کس از آن‌ها               ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p46......نینا حرفی نزد.اخمش هنوز سر جاش ب...

.قتل. پارت دوم

پارت نوزدهم | زیر باراناز آن روز، جنگکوک دیگر مثل قبل نبود.د...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۷: فاصله‌ای که نباید شکسته شودسوآ هنوز جل...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

.قتل. پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط