دلت که میگیر از مخاطب خاصت

دلت که میگیر از مخاطب خاصت
فراری میشوی از شبکه های اجتماعی
حق داری
قبل ترها که شبیخون این شبکه ها پایه های این رابطه هارا نلررانده بود
نامه مینوشتیم به هم
تلفن میزدیم
بحث میکردیم
قهر میکردیم
یک رابطه دونفره بود وبس
پای دوستان دیگری درمیان نبود ازاقصی نقاط دنیا
تو بودی ودلبرت
دلبرت بود وتو
ظهور عکس ها عکس ها واستاتوس های زیر آن
بازشدن پای آدم های ناشناس که بعدا دوست اجتماعی نام گرفتند
کامنت های عجیب وغریب بامنظور وبی منظور
جمع شدن تمام حواست به صفحه مانیتور
پست کردن دردودلهای خصوصی
به اشتراک گذاشتن عکسهای خصوصی تر
وظهور استیکرهای عجیبی که شدند راوی درونمان
مدل شدیم
عکاس شدیم
شاعر
نویسنده
ودیگر خودمان نبودیم
رابطه هایمان ولنگار
دلهایمان زنگ زده
وچه دل های عاشقی را لرزاندیم با این بی ملاحظگی ها
چه رابطه ها را خراب کردیم بی آنکه خودمان متوجه شویم

یادش بخیر...
آن روزها که ازمدرنیته عقب مانده بودیم
مخاطب خاص نداشتیم
یک عشق خالص داشتیم وبس

مواظب رابطه هایمان با دیگران باشیم
مبادا خواسته وناخواسته ...بامنظور وبی منظور...
دیدگاه ها (۷)

بخشش چندم توئه ؟؟؟؟توبه چندم منه؟؟؟؟

برای رسیدن به کبریا...بایدنه ''کبر''داشته باشینه''ریا''

یک نفر با دستش گدایی میکند...یک نفر با زبانش...و..یک نفر هم ...

ترسم که شعر سنگ مزارم چنین شود..اوهم جمال یوسف زهرا ندید ورف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط