آتشی شد عشق و در جانم نشست

آتشی شد عشق و در جانم نشست

روبروی عقل و ایمانم نشست

نقش تو مانند موجی سهمگین

در سکوت قلب پنهانم نشست

با خیال بوسه بر پیشانی ات

نور امیدی به چشمانم نشست

دل اسیر درد تنهایی شد و

چون دعا در حمد و سبحانم نشست

دست بر گیسوی تو افسانه بود

غم چو سیلی بین پلکانم نشست

شوق دیدارت چو آهی داغ و نرم

در قنوت سبز دستانم نشست
دیدگاه ها (۲)

دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌امنازم بکش که ناز رقیبان کشید...

🌨🍂... پائیز و بارانش هم اومد اما من هنوز چشم براهت موندم...!...

اگه ازش دوری براش بفرست#عاشقانه #love #موسیقی

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

بیاید تصور کنیم :)#بامداد_خمار #ترلان_پروانه #دانیال_پورصباح...

قلب منی❤️😘#خاص #عشقولانه #تنهایی #ستایش_قلب_سربی #جانان #دلت...

ناگهان همه چیز، بوی خداحافظی گرفت . . .️

دل تنگم برات یاسین چرا رفتی هیچکی مثل تو نیست

راز خوشگلی چیه......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط