کاش هــنوز هم همانقـدر بچہ بودم...آرزوے بچگے هایم آن نیست

کاش هــنوز هم همانقـدر بچہ بودم...آرزوے بچگے هایم آن نیست کہ الان هستم....
دیدگاه ها (۱)

کاش هــنوز هم همانقـدر بچہ بودم...آرزوے بچگے هایم آن نیست کہ...

ادامه رمان....شب وقتی به خانه برگشتیم به سمت اتاق فرشته رفتم...

کارم بجایے رســیده است کہ روانشناس هم حرفایم رونمیفهـمد!

آنچہ دستت داده ام نامش دل است افسارنہ!....عشقـم تنهام نزار:(

ای کاش الان حرمت بودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط