یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدم

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدم
آنقدر باریدم و باریدم و باران شدم

با نسیمی که گذشت از لای موهای سرت
دور خود چرخیدم و چرخیدم و طوفان شدم

بی سر و سامانی امروز این دل را نبین
من همان کوهم که دور از تو چنین لرزان شدم

رفتنت حتی خدا را بُرد از دنیای من
کوه ایمان بودم و از قصد بی ایمان شدم

ای پرستو! آسمان را مال خود کردی و من
عاقبت سایه نشین گوشه‌ی زندان شدم

تاب سرما را ندارم ناجوانمردی بس است
رفتی و بعد از تو من آواره‌ی " ... " شدم

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

تو شُل كن روسرى را مو بيفشان فتنه برپا كنجواب مجتهدها، عالما...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

وقتی دوش به دوش با تنهای درد رادر این پیاده‌روهای برگریزان پ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۲۷

رمان نگاه اول در تاریکی پارت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط