دقیقا. :

دقیقا. :
امروز صبح شیطان را دیدم ! نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت… گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند… شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟ شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا روند، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر منی...
دیدگاه ها (۷)

عشق بها دارد...من و تو بودیم و یک دریا عشقحالا من هستم و یک ...

.. خود را به هوس نزدیک مکن که خرد از تو روی بر می تابد .

الهم و صل علی محمد وآل محمد ....

وقتی حداکثــــری وجود نداره ،بهتره آدم حداقل از حداقــل ها ل...

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم داستان این شهید رو بخونین...

درود بهترینای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط