رفتن تو چیزی را تکان نداد.

رفتن تو چیزی را تکان نداد.
من هنوزهم قهوه میخورم قدم میزنم و سیگار میکشم اما...
تلخ تر...
تنهاتر....
وبیشتر....
دیدگاه ها (۱)

با من قهوه می‌نوشی؟قدم با منخیابان را؟و دستانم به دستتجان‌فش...

عصر كه مى شود، دلتنگى \مهمان ناخوانده ى قلبم مى شود؛\و تکيه ...

صدای مهیب p12

اگه دوست پسرمون باشن

دلتنگی هایتان را تایپ نکنید...دلتنگی هایتان را با پروفایل ها...

🌱دکتر گفته نباید بهت فکر کنم گفته اگه عادت کنم به فکر نکردن ...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️در انتهای تالار، ریگیلوس بلک که تا آن لحظه...

پارت سیزدهم شب تا صبح برای نامجون مثل یک قرن گذشت. تمام شب ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط