اینم یه عکس از یه بچه ی نازو بامزه...شبه شام غریبان...وقت

اینم یه عکس از یه بچه ی نازو بامزه...شبه شام غریبان...وقتی دید دارم ازش عکس میندازم
خندید...هی شمع روشن میکرد بعدش با حالت بامزه ای لپ هاشو پر از باد میکرد وفوتش میکرد...کلی کیف داشت میکرد....مادرش هم اونطرف بود...اون شب شده بود سوژه من...خدایا به این بچه ی ماه تنه سلامت ودل خوش بده....
جیحون...16متری امیری...
دیدگاه ها (۱)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۲۰ | «عکس دسته‌جمعی» 📸😂 شب...

خانوم مدیرعاملپارت آخر | پنج سال بعد... 🎂🧸پنج سال از آن روزه...

🧁 پارت دهم | یک آرزوی کوچکصبح روز بعد، لیانا طبق معمول زودتر...

I'm not jealous part 33نگاهی به وضع بار انداختم ایا واقعا به...

ابلیس

جادویی به نام عشق

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 51( بچه ها خواستم بگ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟖مری:دیگه جایی نری که یک روز هم نبینمت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط