بخواب آرام ای عشقم ،که من بیدار بیدارم

بخواب آرام ای عشقم ،که من بیدار بیدارم
فراقت تا سحر هر دم، کند بیمار بیمارم
بخواب آرامِ جانِ من ،کنارت بودم و هستم
بخواب آرام من امشب ،چو هر شب سخت هوشیارم
تمام هستی ام خوابی ، برایت شعر می گویم
بخواب آرام تا فردا، که من مشتاق دیدارم
میان سینه ام بغضی، دل من گریه می خواهد
ز ترس بودن بی تو ، ز فکرش نیز بیزارم
دلم تنگ است می دانی ،که بی تو هیچ و تنهایم
نگر بر تلخی ام بی تو، به این روز و شب تارم
چه میشد گر سحر میشد، دلم بی تاب روی تو
نوازش کن مرا هر دم، که من بی عشق بیمارم
دیدگاه ها (۶)

ساز دل گفت که تو زمزمه ی ناب منیصدف قعر دلی،گوهر جذاب منیشیو...

دیدن رویت برایم چون شهابی بود و بسلحظه ی دلدادگیهایت سرابی ب...

من از خیال تو ، حس حضور می خواهمدلم گرفته وسنگ صبورمی خواهمق...

گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی...گفتی: به جز این چیس...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 139✦..........................

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط