(دوست داشتنی) پارت23

(دوست داشتنی) پارت23

سوبین
سوبین: هیونگ راضیش کردم
الان میاد
تهیونگ: چه خوب
خیلی دوسش داری
سوبین: نه بابا اصلا
دوسش ندارم
تهیونگ: میخوای بگی
عاشقشی مثلا
سوبین: نه من اصلا خوشم
ازش نمیاد
تهیونگ: چی میگی برا خودت
من زن داداش زده بودم
سوبین: زیاد دختره خوشگلی
نیست
تهیونگ: درست حرف بزن بینم
چی میگی خب چرا باهاش
قرار میزاری چرا بهش میگی
عشقم چرا دعوتش کردی اینجا
سوبین: تو چه چیزایی میگیا
اخه تو این دوره زمونه دیگه
کی عاشق میشه همه پسرا
دخترا را رو برای بدنشون
میخواد منم بخاطر همین
باهاش آشنا شدم اخه خیلی
بدن خوبی داره اوففف
تهیونگ: وایسا ببینم تو دعوتش
کردی به اینجا بخاطره....
سوبین: آره اخه فکر
کردی ازش خوشم میاد
خدمتکار: آقا مهمونتون رسید
سوبین: اومدم
#تهیونگ
#فیک
دیدگاه ها (۱۰)

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟰-من میخوام همسره آیندم لیا باشه +چی ¥هوی جونگ کوک میفهم...

شاهزاده دوست داشتنی من

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

سناریو: (وقتی رنگ پوست...)(وقتی رنگ پوستت ازش تیره تره و بهش...

اورلورا

شب تولدم فصل 3پارت 1توجه هر فصل 30 قسمته تهیونگ: خستم نکنین ...

#pain#P¹¹²#Season²+ خیلی ببخشید اما امشب قرار دارم. بعد آروم...

رمان دخت من

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط