عجیب گرفتار شدیم...

عجیب گرفتار شدیم...
گرفتار رابطه های دقیقه ای!
اره
دقیقه ای!
نشده یکی
بمونه بیشتر از چند ماه!
همون ماه ها
قد تمام سال
میفتن به جوون ادم و میگیرن نفسشو....

شده که
حتی بیشتر از۳۶۵ روز
گذروندیم...
ولی مثل یه پروانه،
بلاتکلیف رها شدیم توی دست های باد...
شدیم
تباهی
که واسه زنده موندنمون،فقط میگذرونیم
و
بدبین شدیم به چرخش برابر زمین!

یه جوریم شدیم
که میشینیم دل خوش میکنیم
به حرفای خوب طرفمون
و تا خود صب،تموم نمیشه این عذاب...

یه صحنه دیدارو،هزاربار
میاریم توی سرمونو و دست نمیکشیم از رویا.‌‌...

یه جوری عوض شدیم که
همیشه منتظریم...
منتظریم دقیقه ها بگذرن...
یه لحظه هایی تکرار بشن...
یه کابوس هایی دیگه،نیفته توی بی خوابی هامون...
خنده ها و دوست دارم هایی،نَکشه توی یه ثانیه
به نابودی زندگی هارو...
شدیم
چشم انتظاری
واسه پیام کسی
بعد چند روز
و بی محلی!

ولی عجیب،
گرفتار شدیم توی تور ساعت هایی که
رد نمیشه عقربه هاشو
و
تلافی میکنه با چشمات!
.
گرفتاریم ولی
به دل شکستنمون
جهت
تجربه
دیگه
نیازی نداریم....

@Tiredminnd
دیدگاه ها (۱۴)

.بیو یکی از کرکترای همون پروژه (مهم ترینشون)

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

Custom bride part : 1

🌑🍷وقتی مافیا بود..🍷🌑 part :۴۲

https://wisgoon.com/v/XC21QIXM4N@mobina.one بعضیا میگفتن الا...

https://wisgoon.com/namotevarihttps://wisgoon.com/v/SSQOI7RH...

آن سوی آینهP1(ویو ا.ت)از خواب عمیقم که بعد از مدت ها اینطوری...

قسمت ممنوعه باب اسفنجی

بچه که بودیم ، با دختر بچه های هم سن و سالمون ، بساط عروسک ...

{چند پارتی} بخش سوم-: از اینکه قدرتت و بکنی تو چشم بقیه خوشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط