روح سرگردان عشقم ؛ جلوهٔ شیدائی ام...

روح سرگردان عشقم ؛ جلوهٔ شیدائی ام...
سینه ام آتش گرفت از غربت تنهائی ام.

سایه ای از یک جنون جانفزا گسترده است...
در بیابانها طنین نالهٔ لیلائی ام.

روز و شب چون موج ،سر بر صخره دارداشک من..
ای به قربان خیالت دیدهٔ دریائی ام.

آرزو دارم به کویت پر بگیرم تا افق...
من که چون پروانه ها همزاد بی پروائی ام.

هر کسی می بیندم‌ دیوانه میخواند مرا...
گوئیا من تا ابد محکوم این رسوائی ام
دیدگاه ها (۲)

موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چهمست میرقصی در آیینه حسا...

از تبارخستگانم حال و روزم خوب نیستبیقرارت میشوم در قلب تو آش...

روح سرگردان عشقم ؛ جلوهٔ شیدائی ام...سینه ام آتش گرفت از غر...

روح سرگردان عشقم ؛ جلوهٔ شیدائی ام...سینه ام آتش گرفت از غر...

روح سرگردان عشقم ؛ جلوهٔ شیدائی ام...سینه ام آتش گرفت از غر...

‌ روح سرگردان عشقم ؛ جلوهٔ شیدائی ام...سینه ام آتش گرفت از ...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط