رمان مافیاهای جذاب من فصل

رمان مافیاهای جذاب من ✸ فصل ۳
# پارت ۲۲

ویو ا.ت : رفتم دستشویی و بالا آوردم که جیمین اومد

جیمین : ا.ت حالت خوبه

ا.ت : ها ؟ آره آره یه دیگه برو

ویو ا.ت : درو بستم یه چکی کردم ولی خدا پریود شده بودم خاک به‌ سرممممم به جیمین گفتم بیاد ....

ا.ت : جیمین ... جیمین

جیمین : ( اومد ) بله ؟ چته ؟

ا.ت : برو از یخچال یه دارویی بیار بدو

جیمین : چرا ؟

ا.ت : پریود شدم ( خجالت )

جیمین : آها خجالت نکش فک کردم یه چیز دیگس ( خنده )

ا.ت : برو گمشوووو بی شور داروی زد بارداری خوردم فک میکنی تو این وضعیت میتونم بچه دار بشم آخهههههه

جیمین : جیغ نکش ولی چی گفتی ؟

ا.ت : داروی زد بارداری خوردم اگه بچه دار بشم ممکنه آسیب ببینه میدونی که هنوز کوک زندست

جیمین : اوکی ( ریلکس ) ( نویسنده : چقدر ریلکسه من بودم آتیش به پا میکردم ولی مرد نیستم 😅😂😂 )

ویو ا.ت : واییییی خدا خستم بگیرم بخوابم شاید خوب شدم چشامو بستم که جیمین از پشت بغلم کرد ....

جیمین : سِیون رف مدرسه منم تنها شدم اومدم پیشت

ا.ت : اوکی خستم بگیر بخواب

جیمین : قهرم

ا.ت : چی شد باززززز ( میچرخه سمت جیمین )

جیمین : عوض شدی

ا.ت : ( یه بوس کوچیک رو لب جیمین گذاشت )

ویو جیمین : ا.ت منو بوسید که دیگه همراهی کردم که یه دفعه ....
دیدگاه ها (۷)

چهره و رنگ موی ا.ت در رمان جهنم من با او

جهنم من با او 🍷فصل 1# پارت ۳ ویو ا.ت : با حرفاب تهیونگ خون ب...

جهنم من با او 🍷فصل 1# پارت ۲ ویو ا.ت : که باز اونو دیدم وارد...

جهنم من با او 🍷فصل 1 ویو ا.ت : سلام من ا.ت هستم شی ا.ت ۱۹ سا...

P¹زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/ت از خواب بیدار شدم بدن...

Part 14ا،ت ویو رفتم در و وا کردم و دیدم داخلش کلی لباس هست ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط