بین صبر و انتظار

بین صبر و انتظار
دخترے بزرگ شد
که هربار موهایش را شانه مےکرد
خاطره اےکنده میشد
تو نچشیده اے اما،
انتظار طعمےشبیه
به چاےدم نکشیده دارد
بلاتکلیف و گس
پر از تفاله هاےنیمه جان
گاهےزمان...
نه چیزی را حل مے کند
و نه مےگذارد تو حل کنے
زنی پر از حل نشده های غمگین
همان جاےهمیشگے
منتظر معجزه ایست
به نام " تو" ...
دیدگاه ها (۱)

گفتن .."دوستت دارم"، همیشه شبیه دل به دریا زدن است، رها کردن...

اگه یدفه عاشق بشمﺩﻭﺳـــﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﺍﺻــﻸ ﺑﻪ ﺯﺑــﻮﻥ ﻧــﻤﯿـارم....

جمعه‌ها را باید قاب گرفت!درست مثل همان عکس هاے قدیمے و خاک گ...

جمعه؛ﺩﺧﺘﺮ ﺁﺫﺭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪه ایے؟ﻣﻦ ﺩﺭﻭﻧﺶ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﻭﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎ...

My Vampire Mate Season 2 part : 75

پارت ۱۸سوناده راحت توی وان بزرگ لم داد.آب گرم، صابون های معط...

My professor Part:63دستمو دو دل بردم سمت در کوچیک توی کشو......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط