به تو گفتم

به تو گفتم ؛
« گنجشکِ کوچکِ من باش
تا در بهارِ تو من درختی پُرشکوفه شوم »
و برف آب شد !
شکوفه رقصید آفتاب درآمد
من به خوبی‌ها نگاه کردم و عوض شدم
من به خوبی‌ها نگاه کردم
چرا که تو خوبی
و این همه ی اقرارهاست
بزرگ‌ترینِ اقرارهاست !
من به اقرارهایم نگاه کردم
سالِ بد رفت و من زنده شدم !
تو لبخند زدی
و من برخاستم
دل‌ام می‌خواهد خوب باشم
دل‌ام می‌خواهد تو باشم !
و برای همین راست می‌گویم ... #احمد_شاملو .
دیدگاه ها (۱۱)

اگر حق با شماست، به خشمگین شدن نیازی نیست؛و اگر حق با شما نی...

کاش همه معنی راز زندگی را می دانستیم راز زندگی درک کردن می خ...

دور یا نزدیک راهش می توانی خواندهرچه را آغاز و پایانی استحتی...

عاشقانه زندگی کنخوشبختی جایشهمینجاست کنارتونگذارزندگی از مقا...

شرابی از جنس نفرتپارت ۴۱ویو چویا: نامه رو باز کردم و خط اول ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط