مـــــن چقـدر دلتنگم

مـــــن چقـدر دلتنگم

و چقـدر تشنه لبخند کسی که بــــــاران را میشناسد

دریــــــا رامیفهمد

و میداند سنگ سنگ است و نباید پـــــرتاب کرد…..
دیدگاه ها (۲)

تو ماه را بیشتر از همه دوست می داشتی و حالا ماه هر شب تو ...

می روی دلهره ها پشت سرت می آیند بعد تو...خاطره ها پشت سرت می...

واحد اندازه گیری فاصله متر نیست اشـــــــتیاق است مشـــــتا...

" تـنـهـــــــــــــــایــــــــے " نـاґ دیـگـر " پــایــیــ...

چقدر سر این صحنه هاش من گریه کردم 🥹🥹😭😭😭#این دریا طغیان خواهد...

عاشقانه های شبنم دامنه های دماوند

جونگکوک سنگ کاغذ قیچی بازی میکرد😭 آرمی ه نوشته بوده که هرکسی...

جونگکوک سنگ کاغذ قیچی بازی میکرد😭 آرمی ه نوشته بوده که هرکسی...

beach 𝖕𝖆𝖗𝖙4ویو جنیصبح، نور طلایی خورشید از پنجره‌ی کلبه ریخت...

به وقتش متوجه نبودم اما دانه دانه رنج‌هایی که به من می‌رسید،...

📖 آکادمی آستریاپارت نهم | «رو مخ‌ترین مهمان آکادمی»صبح...آکا...

پارت ۳۳ 🖤یک شب، جونگ‌کوک منو به همون کافه‌ای برد که اولین با...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟓 | دریاچند ماه بعد، بهار از راه رسید.ا/ت بالاخره تصمیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط