من چیزی

من چیزی
از عشق مان
به کسی نگفته ام !
آنها تو را هنگامی
که در اشک های چشمم
تن می شسته ای دیده اند
دیدگاه ها (۱)

مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوزمرگ خود می‌بینم و رویت ن...

هر شب دلت رابه مهربانی دعوت کنو عشق رابه قلبت مهمان کنبی شک ...

قرار نیست همیشهبا تفنگ ‌و اسلحه آدم کُشت...گاهــے قاتلکســـے...

شب ،سکوت می کند تا فریاد دلتنگی هایم را بشنود نیستی ،و شب چ...

ای تن من خراب تودیده ی من سحاب تو-الی#شعر #شعر_کوتاه #شعرگرا...

🥲❤️‍🩹

زیر بارون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط