سیلام🤓
سیلام🤓
حالا منکه قراره با سطل آشغال وسلط داده بشم ولی یک دقیقه بیاین کارتون دارم🗿
آقا ، حاجی ، دسته گل نمیدونم هرکدوم که دوست داری صداتون کن
-🤣💔
میخوام بگید چه گو-
نه نه چیکار کنم 🤓
بنده هزاران ایده برای سناریو بانگو دارم شما بگید کدوم رو بنویسم یا اگر میخواین خودتون ایده بدید🤓
❌اصلا اصلا سناریو های توکیو روینجرز متوقف نمیشه❌
بگذریم
ایده اول : خواهر کوچیکه دازای تا ادامه انیمه
مال دوران مافیا
این سناریو خیلی جذاب میشه با اینحال احتمالا پایانش خیلی غم انگیز و دراماتیک بشه و شخصیت بدبخت رو به چوخ بدم ولی باحال میشه🗿👍
و اگر دیدید داستان رو طنز تعریف میکنم و یا کلمات طنز زیاد داره گول ظاهرش رو نخورین
مگا اینکه مودم رو چی باشه و واقعا پایان خوشی داشته باشه هرچند احتمالاش خیلی کمه🗿💔
ایده دوم : همگروه دازای و چویا توی دوران مافیا تا ادامه انیمه
این رو چطوری بنویسم به خودم مربوطه ولی اینم خیلی بحال یشه
بستگی داره موهبت بنده خدا رو چی انتخاب کنم ولی انتخاب سختی خواهد بود
ولی داستان اینم میتونه پتانسیل بالایی برای جذابیت داشته باشه حالا اگر شما بگید میتونم داستان رو طنز پیش ببرم یا دقیقا مثل انیمه و به سبک خود طراح بانگو ( که اون بنده خدا هم یکجورایی طنز کاریش خوب بود👁👄👁)
ایده سوم : همبازی یا خواهر کوچیکه چویا تا ادامه انیمه
این دیگه قراره خیلی خاص بشه ولی پیشنهادش نمیکنم چون خیلی هاتون با گذشته ی غم انگیز چویا آشنا نیستین💔
و چون اگر اسپویل کنم جرم میدین این گزینه احتمال نوشته شدنش کمه
مگه اینکه تو پی پیام بدین فقط برای خودتون بنویسمش مخصوص خودتون
یا اگر بخواین شاید بتونم یکم اسپویل کنم👁👄👁
خودم که بدم نمیاد 🗿💔
ایده ۴ : توی دوران آژانس ۲۲ سالگی دازای و چویا
اینم بستی به درخواستتان داره که شخصیتی که وارد داستان میشه تو کدوم دسته باشه مافیا یا آژانس
ایده ۵ : دشمن مافیا
این هم توی همون دوره ی ۱۵ سالگی هستش ( بنده دوره ی ۱۵ سالگیشون رو بیشتر دوست داشتم🤓)
اینم داستانش جذابه ولی اگر بخوام توضیح بدم کامل لو میره
ایده ۶ : این یکی خیلی مرموزه
داستان جذابی داره ولی سلیقه ای هست و هیجان هم داره ولی از حالت طنز تقریبا خارج میشه و با بقیه آثار بدرد نخور من تفاوت داره و الان هم در حال نوشتنش هستم فقط پست نمیکنم برای خودمه مگه اینکه شما هم بخواید 🤓
گزینه ۷ : هر چی شما بگید👁👄👁
گزینه ۸ : همه موارد😊🗿💔
خب دیگه منتظر جواب هاتون هستم
بای بای 👋🏻👋🏻👋🏻
حالا منکه قراره با سطل آشغال وسلط داده بشم ولی یک دقیقه بیاین کارتون دارم🗿
آقا ، حاجی ، دسته گل نمیدونم هرکدوم که دوست داری صداتون کن
-🤣💔
میخوام بگید چه گو-
نه نه چیکار کنم 🤓
بنده هزاران ایده برای سناریو بانگو دارم شما بگید کدوم رو بنویسم یا اگر میخواین خودتون ایده بدید🤓
❌اصلا اصلا سناریو های توکیو روینجرز متوقف نمیشه❌
بگذریم
ایده اول : خواهر کوچیکه دازای تا ادامه انیمه
مال دوران مافیا
این سناریو خیلی جذاب میشه با اینحال احتمالا پایانش خیلی غم انگیز و دراماتیک بشه و شخصیت بدبخت رو به چوخ بدم ولی باحال میشه🗿👍
و اگر دیدید داستان رو طنز تعریف میکنم و یا کلمات طنز زیاد داره گول ظاهرش رو نخورین
مگا اینکه مودم رو چی باشه و واقعا پایان خوشی داشته باشه هرچند احتمالاش خیلی کمه🗿💔
ایده دوم : همگروه دازای و چویا توی دوران مافیا تا ادامه انیمه
این رو چطوری بنویسم به خودم مربوطه ولی اینم خیلی بحال یشه
بستگی داره موهبت بنده خدا رو چی انتخاب کنم ولی انتخاب سختی خواهد بود
ولی داستان اینم میتونه پتانسیل بالایی برای جذابیت داشته باشه حالا اگر شما بگید میتونم داستان رو طنز پیش ببرم یا دقیقا مثل انیمه و به سبک خود طراح بانگو ( که اون بنده خدا هم یکجورایی طنز کاریش خوب بود👁👄👁)
ایده سوم : همبازی یا خواهر کوچیکه چویا تا ادامه انیمه
این دیگه قراره خیلی خاص بشه ولی پیشنهادش نمیکنم چون خیلی هاتون با گذشته ی غم انگیز چویا آشنا نیستین💔
و چون اگر اسپویل کنم جرم میدین این گزینه احتمال نوشته شدنش کمه
مگه اینکه تو پی پیام بدین فقط برای خودتون بنویسمش مخصوص خودتون
یا اگر بخواین شاید بتونم یکم اسپویل کنم👁👄👁
خودم که بدم نمیاد 🗿💔
ایده ۴ : توی دوران آژانس ۲۲ سالگی دازای و چویا
اینم بستی به درخواستتان داره که شخصیتی که وارد داستان میشه تو کدوم دسته باشه مافیا یا آژانس
ایده ۵ : دشمن مافیا
این هم توی همون دوره ی ۱۵ سالگی هستش ( بنده دوره ی ۱۵ سالگیشون رو بیشتر دوست داشتم🤓)
اینم داستانش جذابه ولی اگر بخوام توضیح بدم کامل لو میره
ایده ۶ : این یکی خیلی مرموزه
داستان جذابی داره ولی سلیقه ای هست و هیجان هم داره ولی از حالت طنز تقریبا خارج میشه و با بقیه آثار بدرد نخور من تفاوت داره و الان هم در حال نوشتنش هستم فقط پست نمیکنم برای خودمه مگه اینکه شما هم بخواید 🤓
گزینه ۷ : هر چی شما بگید👁👄👁
گزینه ۸ : همه موارد😊🗿💔
خب دیگه منتظر جواب هاتون هستم
بای بای 👋🏻👋🏻👋🏻
- ۲۸۲
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط