__

__
دلم میخواهد بيدار شوم و
همين‌طور بيدار بمانم و نگاه كنم. وقتی كه هوا توی سينه‌ات میچرخد نگاهت كنم. وقتی كه جريان نبضت زير پوست گلويت پخش می‌شود نگاهت كنم. وقتی كه رنگ بنفش توی مردمک چشمت موج می‌زند نگاهت كنم. همين‌طور نگاهت كنم. خط‌هاي پيشانيت را بشمارم. موهای سفيد اطراف شقيقه‌هايت را بشمارم. سرم را بگذارم ميان گودی گردن و شانه‌هايت و همان‌جا بميرم. بميرم تا ديگر از تو دور و جدا نشوم.

#فروغ_فرخزاد
"از میان نامه‌ها به ابراهیم گلستان"

✦ ✦
دیدگاه ها (۴)

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

‌چقدر می‌توانم بيدار شوم و ببينم كه پهلويم نيستی و زندگيم يخ...

چقدر می‌توانم بيدار شوم و ببينم كه پهلويم نيستی و زندگيم يخ ...

دلـم می خواهد سـرم را بگـذارمميان گودی گردن و شانه‌هايت وهمـ...

می خواهم با تو باشم ...تویِ یک اتاقِ ساده ی کاهگلی ،با پنجره...

می خواهم با تو باشم ...تویِ یک اتاقِ ساده ی کاهگلی ،با پنجره...

می خواهم با تو باشم ...تویِ یک اتاقِ ساده ی کاهگلی ،با پنجره...

می خواهم با تو باشم ...تویِ یک اتاقِ ساده‌ی کاهگلی ، با پنجر...

می خواهم با تو باشم ...تویِ یک اتاقِ قدیمیِ ساده ،با دیوارها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط