عصر هایی در زندگی هست که دلت میخواهد کسی باشد

عصر هایی در زندگی هست که دلت میخواهد کسی باشد
حتی اگر ایمانی به دوست داشتنت نداشته باشد،فقط باشد
کنارش بنشینی و ساعت ها به منظره پوچ و خالی رو به رویتان نگاه کنید
او بگوید و تو بگویی
بدون آنکه زندگیت‌ یا زندگیش را بدانی
بدون آنکه‌ قضاوتت کند یا مقصرت بداند
برایش از‌طلوع تا غروبت را بگویی
وقت‌هایی بی دلیل بخندید
فقط‌ بگویی و او بشنود
شاید نداند چه میگویی یا از که و چه حرف میزنی
گاهی به یک غریبه بی خبر از زندگیت نیاز داری که نداند و فقط بشنود و‌کمی از تنهاییت را کم‌ کند...
دیدگاه ها (۸)

حس غریب ولی آشنایی دارم...حس‌ جا گذاشتن قسمتی از قلبم در گوش...

گاهی اوقات فکر میکنم چه خوب است هر روز به گونه ای زندگی کنیم...

And there’s no remedy for memory ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط