ﺁﺟﺮ ﻣﯽ ﭼﯿﻨﻢ
ﺭﻭﯼ ﻫﻢ
ﺩﻭﺭ ﺗﺎ ﺩﻭﺭِ ﺑﻮﺩﻧــــﻢ
ﺁﻧﻘـﺪﺭ ﮐﻪ ﺩﯾــﻮﺍﺭﯼ ﺷﻮﺩ
ﺗﺎ ﻫﯿﭻ ﺍﺣﺴـﺎﺳــﯽ
ﻧـﺘﻮﺍﻧــﺪ ﺳَــﺮَﮎ ﺑﮑﺸﺪ ﻭ
ﺳَﺮ ﺑﻪ ﺳَﺮﻡ
ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ …
ﻣﻦ ﺟــﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺩﯾــﺮﻭﺯ ﺟــﺎ ﻣﺎﻧـــﺪﻡ
ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ
ﺯﯾﺮِ ﺑــــــﺎﺭﺍﻥ ﺷﺴﺘﻢ ﺍﺯ “ ﻋﺸــــﻖ”
دیدگاه ها (۷۶)

سلام دوستان کمک کنید ازاد بشماین پروف جدیدم هستمعصوم

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

نمی شود که تو باشیشعر هم باشدنمی شود که تو باشیترانه هم باشد...

پشت سر موهامزیاد حرف می زنند...می گویند :چنگ ِ نامحرمتار ِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط