از آجیــل سفره عیــد

از آجیــل سفره عیــد

چند پسـته لال مــانده است ..!

آنها که لــب گشودند ؛ خــورده شدند ،!

آنها که لال مــاندن ؛ می شکنـند..!!

دندانســـاز راست میگفت:

پسـته لال؛ سکوتش دنـدان شکـن است......
دیدگاه ها (۴)

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --² ــ چرا همون حرفایی رو میزنی که می‌خوام بشنوم ؟ چ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

🔻جورِ بی‌عملی پاستور و بهارستان بر دوش شهرداری/ ابتکارات معی...

P2صبح روز بعد، طناز با صدای چند ماشین از خواب پرید.از پنجره ...

پارت هفدهم

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط