می روم تا جان دهم در راه تو

می روم تا جان دهم در راه تو
من که افتادم  شبی در چاه تو
همچو یوسف نیستم بر کاروان
قعر  چاهی  مانده ام   با آه تو
در همین چاه  تو میسوزم ولی
تا  ابد   مانم   سرِ  درگاه     تو
طرّه ی مویت به شانه می کشم
با  خیالِ   رخصتِ   کوتاهِ    تو
دیدگاه ها (۳)

دلبری کُن  تا دلم  در دستِ توستنوش دارویم به روی شَست توستدل...

وقتی تو نیستی گُلَکم خانه خانه نیستفانوسی از ستاره بر این آس...

هر نفس  آید  تو را جوید نشاننام  تو  با  هر گلی   آرد   عیا...

ناگهان اشکی چکید و بغض دیرینم شکستگریه کردم، آن سکوت سرد و س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط