sorry
sorry❗
#sorry
𝑷𝑨𝑹𝑻 16
ویو جین:
پاهامو فاصله دادم و اومد وسط پاهام دوباره سشوارو روشن کرد و موهامو سشوار زد.
اینقدر نزدیک بود که... فاک فاک فاک فاک تو دوستمی من نباید ازت اینجوری لذت ببرم... بدنم داره گرم میشه. جین کوچولو الان موقع بیدار شدن نیست پسر.
ات بالاخره سشوارو خاموش کرد و با لبخند نگاهم کرد اما لبخندش محو شد. چیزی بدی دیده؟
لبخند تو چشماش فورا با نگرانی جایگزین شد.
=چرا لپات قرمزه؟ تب داری؟
دستشو گذاشت رو صورتم ، فکر میکنه مریضم اما نمیدونه خودش جین کوچولو رو بیدار کرده. نباید چیزی بفهمه.
_تو مقصری(اروم) =چی؟
_میگم که نه ات خوبم... تب ندارم مهم نیست
=اخه... _عههه میگم خوبم دیگه
=باشه... درباره ی چی میخواستی صحبت کنی؟
رفتم رو تخت دراز کشیدم و منتظر بهش نگاه کردم
مردد شد.
_بیا اینجا نمیخورمت که
خندیدم چشماشو چرخوند و اومد رو تخت دراز کشید.
=خب بگو...
_چرا باعث شدی کات کنم؟
ویو ات:
وای یا خدا، رسما گیر افتادم چی بگم.
=منظورت چیه؟ من نمیفهمم چی میگی🤷🏻♀️
_اها... اوووکی که نمیفهمی... یعنی تو خودتو اون روز عمدا ننداختی روم تا لوسی باهام کات کنه؟
=چی؟ نه! معلومه که نه، اون یه اتفاق بود یکی خورد بهم منم افتادم روت.
_اوکی ولی فکر کردم میخوای منو از شرش خلاص کنی خواستم بهت هدیه بدم
=چی؟
_خب من که عاشقش نبودم و رابطمون بیشتر شبیه دوست بود تا پارتنر منم گفتم شاید تو میخوای بهم کمک کنی تا ازش خلاص شم. اما فکر کنم اشتباه کردم.
=خب... جین... _میشنوم...
=اممم.... من خب... اره درسته من عمدا اون کارو کردم.
_دلیل؟.
=تو این یه سالی که باهات زندگی میکنم حس مالکیتی روت دارم و خب... تو تنها کس منی تو این دنیا وقتی با کسی قرار میزاری یا دوست میشی حس میکنم از دستت میدم... من فقط نمیخوام تنها بمونم من معذرت میخوام...
ویو جین:
من به جای اینکه عصبی بشم یه لبخند گرم زدم.
_درکت میکنم کوچولو ولی من قرار نیستتو رو تنها بزارم حتی اگه با کسی قرار بزارم.حالا هم بیا بغلم امشب پیش من بخواب.
=اولا من کوچولو نیستم هزار بار دوما کار دارم.
_باشه پس با رفیقام میرم بیرون.
میدونم ات از این متنفره چون دوست نداره شبا تو خونه تنها باشه.
=نه!
خودشو تو بغلم انداخت پتو رو روش کشیدم.
=تو بهترین دوستمی.
دوست... کلمه ای که هم خوشاینده هم نه...
_تو هم.... همینطور....
و هر دو به خواب رفتیم....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرایط:
لایک: 10
کامنت: 10
بازنشر: 4
.
.
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
#sorry
𝑷𝑨𝑹𝑻 16
ویو جین:
پاهامو فاصله دادم و اومد وسط پاهام دوباره سشوارو روشن کرد و موهامو سشوار زد.
اینقدر نزدیک بود که... فاک فاک فاک فاک تو دوستمی من نباید ازت اینجوری لذت ببرم... بدنم داره گرم میشه. جین کوچولو الان موقع بیدار شدن نیست پسر.
ات بالاخره سشوارو خاموش کرد و با لبخند نگاهم کرد اما لبخندش محو شد. چیزی بدی دیده؟
لبخند تو چشماش فورا با نگرانی جایگزین شد.
=چرا لپات قرمزه؟ تب داری؟
دستشو گذاشت رو صورتم ، فکر میکنه مریضم اما نمیدونه خودش جین کوچولو رو بیدار کرده. نباید چیزی بفهمه.
_تو مقصری(اروم) =چی؟
_میگم که نه ات خوبم... تب ندارم مهم نیست
=اخه... _عههه میگم خوبم دیگه
=باشه... درباره ی چی میخواستی صحبت کنی؟
رفتم رو تخت دراز کشیدم و منتظر بهش نگاه کردم
مردد شد.
_بیا اینجا نمیخورمت که
خندیدم چشماشو چرخوند و اومد رو تخت دراز کشید.
=خب بگو...
_چرا باعث شدی کات کنم؟
ویو ات:
وای یا خدا، رسما گیر افتادم چی بگم.
=منظورت چیه؟ من نمیفهمم چی میگی🤷🏻♀️
_اها... اوووکی که نمیفهمی... یعنی تو خودتو اون روز عمدا ننداختی روم تا لوسی باهام کات کنه؟
=چی؟ نه! معلومه که نه، اون یه اتفاق بود یکی خورد بهم منم افتادم روت.
_اوکی ولی فکر کردم میخوای منو از شرش خلاص کنی خواستم بهت هدیه بدم
=چی؟
_خب من که عاشقش نبودم و رابطمون بیشتر شبیه دوست بود تا پارتنر منم گفتم شاید تو میخوای بهم کمک کنی تا ازش خلاص شم. اما فکر کنم اشتباه کردم.
=خب... جین... _میشنوم...
=اممم.... من خب... اره درسته من عمدا اون کارو کردم.
_دلیل؟.
=تو این یه سالی که باهات زندگی میکنم حس مالکیتی روت دارم و خب... تو تنها کس منی تو این دنیا وقتی با کسی قرار میزاری یا دوست میشی حس میکنم از دستت میدم... من فقط نمیخوام تنها بمونم من معذرت میخوام...
ویو جین:
من به جای اینکه عصبی بشم یه لبخند گرم زدم.
_درکت میکنم کوچولو ولی من قرار نیستتو رو تنها بزارم حتی اگه با کسی قرار بزارم.حالا هم بیا بغلم امشب پیش من بخواب.
=اولا من کوچولو نیستم هزار بار دوما کار دارم.
_باشه پس با رفیقام میرم بیرون.
میدونم ات از این متنفره چون دوست نداره شبا تو خونه تنها باشه.
=نه!
خودشو تو بغلم انداخت پتو رو روش کشیدم.
=تو بهترین دوستمی.
دوست... کلمه ای که هم خوشاینده هم نه...
_تو هم.... همینطور....
و هر دو به خواب رفتیم....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرایط:
لایک: 10
کامنت: 10
بازنشر: 4
.
.
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
- ۶.۳k
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط