مگه تا اونور چاده های شب

مگه تا اونور چاده های شب
چقدر راه نرفته مونده بود
مگه تو چشمای سبز پنجره
گل بیتا از خدا نخونده بود
مگه معجزه نبود تو دست ما
مگه شب با عشق ما سحر نشد
یادته رو اسم شهر ها خط زدیم
دیگه چشم هیچ غریبی تر نشد
وقت خواب این ترانه س گل بیتای قشنگ
پر اشکم پر شعرممنم و این دل تنگ
حالا تنهایی دوباره می زنه بارون رو دستات
پر میشم از باور شب طبق آئین نفسهات
حالا تا صبح نگاهتانگاری یه دنیا راهه
هرچی راه میری تو شبها وسعت جاده سیاهه
تو ببند چشماتو ساده اون حالا دیگه تو ابراست
اون گذشته از منو تو ، تو دلش زندگی برپاست
تو باید تنها بمونی با همون چتر شکستت
زیر باروون توی پاییز با چشای خیس بستت
وقت خواب این ترانه س گل بیتای قشنگ
پر اشکم پر شعرممنم و این دل تنگ
حالا تنهایی دوباره می زنه بارون رو دستات
پر میشم از باور شب طبق آئین نفسهات
Bita310
دیدگاه ها (۱)

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

سناریو جونگکوک

نشان سوخته.

Part.3

عاشقانه های شبنم

پارت شش

فیک انتقام یا عشق

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط