pain

#pain
#P²⁸
اقای کیم: کل مدت کلاس به جئون خیره شدی هرکی ندونه فک میکنه نه تنها عاشقشی بلکه باهاش قرار میزاری
بعد با لحنی که شوخی توش موج میزد گفت
اقای کیم: راستشو بگو نکنه دیروز بوسیدیش؟
کل بچه ها داشتن میخندیدن و جو میدادن
به جونگکوک نگاهی کردم که از اول ماجرا نگاهش به ما بود و وقتی اقای کیم راجبه بوسه گفت با تعجب و کمی داد با ته ته پته گفت
جونگکوک: چ.. چیی؟ ب.. ب.. بوسه؟
اقای کیم به سمت جونگکوک برگشت و گفت
اقای کیم: اووو مثل اینکه جدی بوسیدیش کیم، جئون باهاش قرار میزاری؟
نمیتونستم بزارم قضیه ادامه دار بشه پس از جام بلند شدم و رو به اقای کیم گفتم
تهیونگ: اقای کیم لطفا بس کنین ما دو تا پسریم منظورتون چیه میدونم دارید شوخی میکنید ولی مثل اینکه جونگکوک خوشش نمیاد به نظرم درسو ادامه بدیم
اقای کیم متفکرانه سرشو تکون داد اخم کرد و گفت
اقای کیم: همش تقصیره توعه صفحه 54 از اون جایی که داشتم میخوندم ادامه بده
قیافه جدیم از بین رفت و گیج کتابو گرفتم دستم و خوندم
تهیونگ: امم.. در ت.. تار..
اقای کیم با چوب توی دستش ضربه ای به پشتم زد
آخ بلندی از دهنم در رفت
اقای کیم حرصی گفت
اقای کیم: احمق کتابو برعکس گرفتی
کل بچه های کلاس زدن زیر خنده
کتاب درست گرفتم و حدسی از خط هفتم شروع به خوندن کردم مثل اینکه درست حدس زدم باید از خط هفتم میخوندم چون اقای کیم چیزی نگفت و بعد از خوندن من شروع به توضیح منظوره متنی که خوندم کرد
بعد از تموم شدن زنگ کلاس داشتم از کلاس میرفتم بیرون جونگکوک جلوم بود سعی کردم بی اهمیت به حرفاش و فکرایی که تو کلاس کردم باشم و از کنار جونگکوک رد بشم از اونجایی که یکم عصبی بودم طعنه ارومی به جونگکوک زدم و رد شدم
جونگکوک: کیم وایسا سر جات
سره جام وایسادم یکم مکث کردم و بعد بزگشتم و نگاهش کردمو گفتم
تهیونگ: بعله؟
یکم صبر کردم دیدم چیزی نمیگه خواستم رومو برگردونم و برم که دستمو گرفت و با سرعتی تقریبا تند شروع به قدم برداشتن کرد منم دنبالش کشوند
وقتی از سالن مدرسه خارج شدیم کلافه دستمو با زور از دستش کشیدم بیرون و گفتم
تهیونگ: کجا منو با خودت میکشونی؟
حرفی نزد و دوباره دستمو گرفت و کشوند دنباله خودش
دیدگاه ها (۱)

#pain #P²⁹خواستم دستمو بکشم بیرون که دستشو محکم تر کرد و نزا...

#pain #P³⁰نزاشتم حرفشو تموم کنه و دستمو گذاشتم رو لبش و گفتم...

#pain #P²⁷ با زخمی روی مچ دستش رو به رو شدم با چشمای متعجب ن...

#pain P²⁶«ویو تهیونگ» بعد از پیاده شدن جیمین، جونگکوک رو فری...

#سخت ترین انتخاب ا/ت از خواب بیدار شدم لباس هامو عوض کردم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط