مرور میکنم هر شب قبل از خواب،

مرور میکنم هر شب قبل از خواب،
تمامِ پیغام هایمان را...
باور کن هیچ نشانی
از اینکه قرار بود بروی، نمیبینم
صبح بخیرت بود
قربان صدقه رفتنهایت بود
خستگی در کردنهایم
و سلفی هایی که دلتنگیمان را نشان میداد...
شب بخیر اما،
نبود...
حق بده آشفتگی ام را...
انتهای داستانِ ما،
مثلِ فیلمهای فرهادی بود!
دیدگاه ها (۳)

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خ...

✍ 💎 ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻧﺒﺎﺵ...ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ...ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ،ﻭﻗ...

o ostorhe:آدم هایی که میدانند چه میخواهند را دوست دارم!آدم ه...

o ostorhe:قلبم را به تو پیوند زدم ، یا خدابرشیطان دلم ، سنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط