بر شیشه عنکبوت درشت شکستگی

بر شیشه عنکبوت درشت شکستگی
تاری تنیده بود
الماس چشمهای تو بر شیشه خط کشید
و آن شیشه در سکوت درختان شکست و ریخت
چشم تو ماند و ماه
وین هر دو دوختند به چشمان من نگاه
دیدگاه ها (۷)

عشق یعنی در تو من معنا شومعشق یعنی با تو من دریا شومعشق یعنی...

با نگاهت عاشقم کردی،‌ دلم دیوانه شدخنده بر لب شاعرم کردی دلم...

وقتی که زندگی منهیچ چیز نبودهیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیوار...

شنیدم مصرعی شیوا، که شیرین بود مضمونشمنم مجنون آن لیلا که صد...

"۱۸:۵۰ عصر-کافه ماه-شخص سوم"نیو حتی یک لحظه هم به جیم نگاه ن...

#عاشق_خونش_یا_بدنش؟#پارت۲از زبون اتفیلکس کمی لرزید و افتاد ر...

پارت ۱۰ان شب یجورایی بهتر گذشت، با وجود افتضاحی که به بار ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط