يادش بخير در جبهه شب ها دو عدد کتونی با بند می‌بستیم روی

يادش بخير در جبهه شب ها دو عدد کتونی با بند می‌بستیم روی گوش‌ها دو عدد پتو پلنگی بهم می‌بستیم پتو ها رو روی کمر میزاشتم ی دم براش میزاشتم یکی از ماسک ها رو روی صورت می‌گذاشتیم دقیقا مثل پلنگ می‌شد و از سنگر می‌زدیم بيرون نزدیک بچه ها که می‌شدیم پا به فرار میزاشتن ی شب نزديک بود بهمون شليک کنن بچه‌ها قریاد زدن شليک نکنيد پلنگ نیست بچه‌ها خودمون هستن 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
دیدگاه ها (۰)

really love Part¹¹بعد ۳۰مین رسیدیم که اونجا واقعا قشنگ بودسر...

چندپارتی:وقتی وسط دعوا حالت بد میشه و...pt¹معمولا خیلی کم دع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط