تن آسوده چه داند

تن آسوده چه داند
که دل خسته چه باشد

من گرفتار کمندم
تو چه دانی که سواری
#سعدی
دیدگاه ها (۶)

یک روز رفتماز دوست داشتنتدست بردارم!هنوزبر نگشته ام...

‌آرزویم فقط این است زمان برگرددتیرهایی که رها شد به کمان برگ...

بیا کمی زندگی را بدویم:؛! شاید از این همه غم و دلتنگی جلو زد...

نه تو میمانی و.نه اندوه و.. نه هیچ یک از...مردم این آبادی......

شب+موتور سواری=روحم از تو تن میره بیرون 🎆

اشتیاقی که به دیــدار تـو دارد دل مندل من داند و من دانم و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط