#لطافت

#لطافت
با همه ی بی سر و سامانی ام

باز به دنبال پریشانی ام

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست

در پی ویران شدنی آنی ام

دلخوش گرمای کسی نیستم

آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با عطش سال ها

تا تو کمی عشق بنوشانی ام

ماهی برگشته ز دریا شدم

تا که بگیری و بمیرانی ام

خوبترین حادثه می دانمت

خوبترین حادثه می دانی ام؟

حرف بزن ابر مرا باز کن

دیر زمانی است که بارانی ام

حرف بزن حرف بزن سالهاست

تشنه ی یک صحبت طولانی ام

ها به کجا می کشیم خوب من؟

ها نکشانی به پشیمانیم

شعر:محمدعلی بهمنی

پانوشت:
اسپرسو در کنار تو شربت عسل است
چه برسد به قهوه ترک...
#مخاطب_خاص
#لذت_های_وصف_نشدنی
دیدگاه ها (۱)

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

. با همه بی سر و سامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت فرسودگ...

با همه ی بی سر و سامانی ام با همه ی بی سر و سامانی ام باز به...

با همه ی بی سر و سامانی ام  باز به دنبال پریشانی ام طاقت فرس...

با همه ی بی سر و سامانی امباز به دنبال پریشانی ام ...

با همه ی بی سر و سامانی ام, باز به دنبال پریشانی ام.... طا...

مه ی بی سر و سامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت فرسودگی ام...

با همه ی بی سرو سامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت فرسودگی...

با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام باز به دنبال پریشانی‌ام طاقت فرسو...

شعر: محمدعلی بهمنیبا همه‌ی بی سر و سامانی‌ام باز به دنبال پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط