[ ‏زندگی از جایی سخت شد که دیگه تو لگن قرمزه‌ی حموم جا نش

[ ‏زندگی از جایی سخت شد که دیگه تو لگن قرمزه‌ی حموم جا نشدیم :) ]
دیدگاه ها (۱)

- چه قدر بده بخوای بایکی حرف بزنی ولی حرفی نباشه :((((

[ ‏یکی بیاد بهم دست بزنه ببینم دستش ازم رد میشه یا نه :) ]

قصه ی من و تو درست مثل یه کتابِ پلیسیِ که هر کدوم از مظنونین...

و تو آن کوسه خشمناککه در موج دلتنگی غرقم میکند...!

اهای زندگی سخت نگیر ی روز توهم تموم میشی...

واکنش یونگی: هع کور خوندی! اگه فک ‌کردی بدون تو جایی نمیرم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط