من با چشم‌ها و لب‌هایت

من با چشم‌ها و لب‌هایت
اُنس گرفتم
با تنت انس گرفتم،
چیزی در من فروکش کرد
چیزی در من شکفت

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۶)

اِی شعر،اِی اِلهه ی خون آشامدیگر بَس است، این همه قربانی!#فر...

در نگاهت همه ی مهربانی هاست:قاصدی که زندگی را خبر می دهدو در...

کار دیگری نداریممن و خورشید؛برای دوست داشتن ات؛بیدار می شویم...

بر سرو سینه ی من بوسه ی گَرمش گل کردجانِ حسرت زده زان خاطره ...

شاعرانہ نگاهم ڪنو عاشقانہ نوازشم ڪنآرام‌آرام تفسیرم ڪنو نفس‌...

عطر نارنجاز لب‌هایت آغاز شدو #صبحبا #لبخندتاز خواب خویش گریخ...

کپشن:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط