تو باد را بوسیدی

تو باد را بوسیدی
باد مرا
من باران را بوسیدم
باران تمام دنیا را

فردای آن شب
خدا آمده بود
با باد و باران و تمام دنیا
نشانی تو را می خواستند...
ندادم!


#مصطفی_خدایگان
دیدگاه ها (۳)

.من در اینخلوتِ خاموش سکوتاگر از یادِ تو یادی نکنممی شکنم......

کار سختی ستْ دوست نداشتنِ توباید برای خودمکار دیگری دست و پا...

زندگی متأهلی یعنیبه همسرت مسیج بدی: ای عشق، خداوند نگه‌دار ت...

️ اللهم لا تُسَلِّطْ عَلَینا مَنْ لا یَرحَمُناخدایا کسی را ک...

چند كلمه حرف حساببا دستهای خالی به دنیا آمده ایمبا دستهای خا...

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام دا...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۵: اعتراف زیر بارانیک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط