.

.
.
همین حالا ته رویا
شکستن ها و اجبراش
دلی از نقطه سر زخمی
یه همراه که نمیخوادش
یه بازیچه که افتاده
به دنبال خیالاتش
قسم خورده نمی‌مونه
کجا این عهد و اصرارش
فراموشی براش راهه
ندونه چی کجا گفته
میخواد هم مهربون باشه
و هم شیطون افکارش
شاید دست از سرت برداشت
شاید اسمش زمین افتاد
بیا یک گوشه صبر کن تا
ببینی چی شده کارش...؟!!!
.
.
ترانه از
محمد اکبرجانی
‌.
🎀🎀🎀
دیدگاه ها (۰)

..قصه ام دود شد و ضربانمکه شکستتا به هر جایی بود نفس منپس رف...

..وسط معرکه قلب من هستی ها تواینهمه حادثه خوش به چه من بسپار...

..تو فردا را نبین امروزحکایتهای بس دارمنگو می‌ترسی و میریبه ...

..به دل بستن به تو آری دچارمخودم را در خود تو میشمارمتویی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط