یادت میاد زهرا روزای خواستگاری
یادت میاد زهرا روزای خواستگاری
اون روزا که شده برامون یادگاری
یادته اون لحظه ای که نبی به من گفت
سپر نمی خواد علی جان فاطمه داری
حالا فهمیدم چرا ازم خواستی بری تو پشت در
حالا فهمیدم چرا واسه پدر فدا کردی پسر
حالا فهمیدم تو کوچه ها سپر شدی پا تا به سر
حالا فهمیدم از پا در آورده تو رو خون جگر
وااااای یادت باشه زهرا منم قولی دادم
وااااای گفتم به پای تو تا جونم ایستادم
واااای نبی تو رو به من سپرد امانتی
واااااای چیه جواب من، خجالت افتادم
دیدی که آخر حیدرت خونه خراب شد
بغض علی با فاطمه چه جور حساب شد
زهرا الهی پیر بشی به پای حیدر
دعای خیر نبی بود زود مستجاب شد
شرمندت منم پهلوت کوبیده شد بوده تقصیر من
شرمندت منم تو غربت افتادی بوده تقدیر من
شرمندت منم تو هم سپر بودی و هم شمشیر من
شرمندت منم زخمی کردن بال و پرت به تیر من
وااااای فاصله ی ابرو تا چشمت شد کوتاه
وااااای چرا نفس می زنی تو با سوز و آه
وااااای به خاطر من تو به این روز افتادی
واااااای کشتی منو زهرا حلالیت نخواه
اون روزا که شده برامون یادگاری
یادته اون لحظه ای که نبی به من گفت
سپر نمی خواد علی جان فاطمه داری
حالا فهمیدم چرا ازم خواستی بری تو پشت در
حالا فهمیدم چرا واسه پدر فدا کردی پسر
حالا فهمیدم تو کوچه ها سپر شدی پا تا به سر
حالا فهمیدم از پا در آورده تو رو خون جگر
وااااای یادت باشه زهرا منم قولی دادم
وااااای گفتم به پای تو تا جونم ایستادم
واااای نبی تو رو به من سپرد امانتی
واااااای چیه جواب من، خجالت افتادم
دیدی که آخر حیدرت خونه خراب شد
بغض علی با فاطمه چه جور حساب شد
زهرا الهی پیر بشی به پای حیدر
دعای خیر نبی بود زود مستجاب شد
شرمندت منم پهلوت کوبیده شد بوده تقصیر من
شرمندت منم تو غربت افتادی بوده تقدیر من
شرمندت منم تو هم سپر بودی و هم شمشیر من
شرمندت منم زخمی کردن بال و پرت به تیر من
وااااای فاصله ی ابرو تا چشمت شد کوتاه
وااااای چرا نفس می زنی تو با سوز و آه
وااااای به خاطر من تو به این روز افتادی
واااااای کشتی منو زهرا حلالیت نخواه
- ۱.۵k
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط