جای پایش روی قلبم ماندورفت

جای پایش روی قلبم ماندورفت
شعر زیبایی برایم خواند و رفت
آنکه با عشقش دلم پروانه شد
شمع سوزانی نشانم داد و رفت
آنکه دریایی نمود این سینه را
همچنان اشک روانم کرد و رفت
آنکه اندر نو بهارم غنچه بود
مونس فصل خزانم کرد و رفت
آنکه هشیارم نمود از روزگار
شور نسیان بر روانم کرد ورفت
آنکه مونس بود و همراز دلم
عاقبت بی همزبانم کرد و رفت.
دیدگاه ها (۱۵)

عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر استبی قرارم کرده و گفته صبور...

برگرد که من تاب دل تنگ ندارمبا حرف بیا حوصله ی غم ندارمخیلی ...

دختری در دل شب گلی تبدار کشیدماه را دورتر از گل ، عزادار ک...

آمده بـودم بمیـرم پیـش چشمانت نشد جـان ناقابل کنـم امشب به ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط