شوق توام باز گریبان گرفت

شوق توام باز گریبان گرفت
اشک دوان آمد و دامان گرفت

سهل بود ترک دو عالم ولی
ترک رخ وزلف تو نتوان گرفت

جان منی ! بی تو نفس چون زنم ؟
زانکه مرا بی تو دل از جان گرفت

هر که چنین فرصتی از دست داد
بس سر انگشت به دندان گرفت ...
دیدگاه ها (۱)

مخترع دوربین عکاسی، اگر می دانستساعتها حرف زدن با یک عکس بی ...

لب 💋 سوی لبش خیال پرواز گرفت...🙈 از روی لبش💋 دو بوسهٔ ناز ،...

بــراے؏ــاشـق تـــو شــدڹهیچ بهـانـہ اے لازم نیستهــر چــہ ...

هرچه بین شعر ها عنوان کنم بی فایده است ایهاالناس این بشر را...

آن دلبر من آمد بر منزنده شد از او بام و در منگفتم قنقی امشب ...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط