پارت

پارت ۳۰
ویو شب توی ماشین ا.ت و جیمین/
ا.ت:هی جیمین بزن کنار
جیمین:چرا
ا.ت:خسته شدی بیا من جات رانندگی میکنم تو یکم استراحت کن
جیمین: نه من خوبم
ا.ت:هی بیا دیگه
جیمین:حالا که اصرار داری باشه زد کنار و جاش رو با ا.ت عوض کرد
جیمین:وقتی حواسش رو میخواد پرت کنه به هر دری میزنه(تو دلش)
جیمین:هی جاده چقدر قشنگه
ا.ت:آره
ا.ت:از این به بعد تهیونگ زنگ زد گوشیو نده من
جیمین:کوتاه خندید چشم
ا.ت:بگیر بخواب خسته ای
جیمین:مطمئنی کمک یا یک هم صحبتی نمیخوای؟
ا.ت:خندید آره مطمئنم
جیمین:برگشت و به جاده خیره شد
ا.ت:جاده اش خیلی قشنگه(زمزمه)
جیمین:اوهوم

ویو ساعت ۵:۴۵ دقیقه ی صبح/
جیمین:چشماش رو باز کرد
جیمین:چه جوری هنوز بیداری؟(با صدای دورگه ی دم صبحه)
ا.ت:من دلم بخواد بدون قهوه هم میتونم بیدار بمونم(با خنده)
جیمین: درکت نمیکنم
ا.ت:خندید و به سمت چپ پیچید
ا.ت:روی صندلی پشت خوراکی هست بردار
جیمین:ها؟
ا.ت:خوراکی بردار از پشت گشنه نمون
جیمین:آها باشه قهوه ی صبحی رو میخوای؟
ا.ت:وسط رانندگی نه
جیمین:باش ولی بعدش قاطی نکنی
ا.ت:هی اینا رو کی بهت گفته؟(اعتراض مند)
جیمین:خندید تهیونگ گفته
ا.ت:ته؟
ا.ت:رسیدیم گوانگجو زنده اش نمیزارم -_-
جیمین:خندید و کمی آب خورد
ا.ت:آهنگ "Let me down slowly" رو از ماشین پخش میکنه

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۱{ بعد یک ساعت در شهر گوانگجو}ا.ت:جیمین آدرس هتل رو بگ...

پارت ۳۲ویو صبح/جیمین رفت بالا سر ا.ت جیمین:ا‌.ت؟ بیدار شو ا....

پارت ۲۹ویو جلسه ی فردا/جیمین: میریم هتل و دو روز دیگه عملیات...

پارت ۲۸جیمین:هی چقدر قهوه میخوریا.ت:بدنم کافئین نیاز داره مُ...

Part6

سناریو درخواستی BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط