نشسته ای به قلبِ من، خیالِ پا شدن مکن

نشسته ای به قلبِ من، خیالِ پا شدن مکن
تو جفتِ خوب قلبمی ، فکرِ سوا شدن مکن

گره گره به پایِ من، نشسته دامِ خوبی ات
به رویِ دل نوشته ام ، شورِ رها شدن مکن

من و تو ما شدیم و تو، یواشکی و دزدکی
نقشه مکش ، تفکرِ شومِ جداشدن مکن

کنون که روحِ ما دوتن، گشته وجودِ واحدی
بر اتحادِ ما دو تن، فکرِ دوتا شدن مکن

به ذره های جانِ خود منم که بنده ات شدم
برای جانِ دیگری کار خدا شدن مکن
دیدگاه ها (۲)

آمدی از شوق تو امشب چه بارانی گرفتشاخه خشک دلم لرزید و تن جا...

روزها نیلوفر و شبها تو شب بو میشویمثل گلهای بهاری بس که خوشب...

دلـم"بهــانه ی "تـــو" را دارد!تــــو می دانــی بهانه چیست؟!...

گریه هایم همه از عشق حکایت داردیعنی این دل به چشمان تو عادت ...

I'm not jealous part 48جونگکوک بیچاره رسما روی جای بدش نشسته...

جونگکوک مثل آتشفشانی که فوران کرده باشد آوا را رها کرد و با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط