شب شده

شب شده ...
تمام فضای اتاقم ...
تمام فضای مغزم ...
پر شده از تکرار خاطرات او ...کلنجار میروم با خودم ،با دلتنگی هایی که نفس از سینه میبرند ...
سراغش را نگیرم ، ...؟بگیرم....؟ نگیرم...؟
نزدیک صبح است
دل را به دریا زدم اما ...
«مشترک مورد نظر در حال مکالمه می باشد ،لطفا بعدا تماس بگیرید »
بغضم ترکید ، چشمانم گریست و من ...
درون
اشک هایم ...
ذره ذره غرق شدم ...! :)
#دختر_کورد
#شبنم
دیدگاه ها (۱۸)

ای ظریف ترین درد...که بر سمت چپ سینه ام نشسته ایی!...این چنی...

عشق یعنی رویای تو با من یعنی تصویرت تو خوابم🦋یعنی این حال خر...

نقش چشمان خمارت ،کشیدن دارد!...سایه ی ساران زلفت ، چه لمیدن ...

باد لای موهات میپیچد...موهایت موج برمی دارد ...در کرانه ای د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط