در دل و جان خانه کردی عاقبت

در دل و جان خانه کردی عاقبت
هر دو را دیوانه کردی عاقبت

ای ز عشقت عالمی ویران شده
قصد این ویرانه کردی عاقبت

من تو را مشغول می‌کردم دلا
یاد آن افسانه کردی عاقبت

عشق را بی‌خویش بردی در حرم
عقل را بیگانه کردی عاقبت

دانه‌ای بیچاره بودم زیر خاک
دانه را دردانه کردی عاقبت

مولانا
دیدگاه ها (۱)

رویای شما تاریخ انقضا نداردنفسی عمیق بکشید و دوباره تلاش کنی...

شب ها نوازنده ای دوره گردموقتی تخت و صندلی ساز می شوندو صدای...

کودکی در دفتر مشقش نوشت زندگی یعنی غمی بی انتها زند...

مست مستم، لیک مستی دیگرم...امشب از هر شب؛ به تو عاشق ترم...ر...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

منافقانی با نقاب وفاق... افساد طلبانی پر از نفاق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط