آنقدر ساده بودم كه ساده آمدم و گفتم با من بمان و نميدانست

آنقدر ساده بودم كه ساده آمدم و گفتم با من بمان و نميدانستم روزي ساده خواهم رفت 
چه ساده انديش بودم و نميدانستم زندگي كردن ساده نيست ؛ و زندگي يك سادگي است
( محسن ؛ زندگيم چه ساده گذشت )
دیدگاه ها (۱)

همیشہ ســــــــــادہ  بودَم   ..           ســــــــــادہ سل...

از اینکه احساسات عمیقی دارم خیلی بدم میاد، اگه یکم سرد و بی‌...

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

༺⃟🍂🦔🍄‍🟫🧡🍁•‌ུྃبی‌رحمانه‌ترین حالتِ زیستن اینجاست که ما؛ هرچ...

P¹⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 188♡⁠。⁠)⁩قاشق ق...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_17ویو میرااز دیشب تا الان...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط